
گناهان و خطايا پيراهن خواري را بر تنم كرده
و دوري از تو جامه ي مسكنت و بيچارگي بر من افكنده
و دلم را از جنايت بزرگم به دستان مرگ سپرده
پس تو زنده اش كن
و مرا محروم نداري در روز قيامت از نسيم عفو و آمرزشت
و برهنه ام نفرمائي از لباس زيباي گذشت و چشم پوشي خود
خدايا!
بر گناهانم سايه ي ابر رحمتت را بيفكن
خدايا!
اگر گناه از بنده ات زشت است
پس عفو از نزد تو نيكو است
معبودا!
من نخستين كسي نيستم كه نافرمانيت كرده
پس توبه اش را پذيرفته اي و خواستار احسان تو گشته
خدايا!
آيا چنين مي بيني كه پس از دوستي من به تو مرا از درگاهت دور كني
يا آنكه با اميدي كه به رحمت تو و گذشتت دارم مرا محروم كني
يا آنكه با پناه آوردنم به عفو و گذشتت مرا رها كني
دور است از ذات بزرگوار تو كه مرا نا اميد كني
خدايا!
آيا سياه كني چهره هايي را كه براي عظمتت به خاك در افتاده
يا لال كني زبان هايي را كه به مدح و ثناگوئي در مجد و عظمت تو گويا شده
يا مهر زني بر دل هايي كه بر دوستي تو خمير شده
يا كر كني گوش هايي را كه لذت برده به شنيدن ذكر تو در ارادت و طلب رضاي تو
يا آنكه ببندي دست هايي را كه آمال آن را به سوي تو به اميد مهربانيت بلند كرده
خدايا!
درهاي رحمتت را بر روي يكتا پرستانت مبند
ومحروم منما مشتاقان خود را از مشاهده ي جمال و جلال ديدارت
خدايا!
نفسي را كه عزيز كرده اي به وسيله ي يكتا پرستيت
چگونه به خواري هجرانت ذليل كني
و دلي را كه پيوند شده بر دوستي تو
چگونه به حرارت آتشت بسوزاني
اي مهرورز
اي بخشايشگر
ای مهربان
....................................
منبع:کلبه ی آسمان