از نویسنده ی وبلاگ عاشق خدا خواهش کردم تا نظرات خودش را در مورد بنده ی درگیر به افراط و تفریط بگه
و ایشون در این پست مطالب مهم و زیبایی را به ما یاد آور شدند و به مطلب من واقعا" توجه نمودند ومن از ته دل از ایشون ممنونم.
واین هم حرفهای جدید ایشون که توش پر است از همونی که ما دنبالشیم:
هرگاه به "شک" رسیدی بدان آنقدر فهمیده ای که قدرت تمیز درست و غلط را داری.تبریک میگم.این آغاز راه خداست.
واین هم بقیه حرفهای ایشون:
راستش من از اون روزی که نظر دادم فکر کردم که چه شد که تونشتم درست بشم.
هر روز و هرجا با خودم کلنجار رفتم که تا حد و آخر مرز پیش نرم .اگر حسم قوی بود بهش کمر عمل میکردم.به خدا بیشتر توکل میکردم.هر لحظه این فکر رو که نکنه اشتباه میکنم در ذهن خودم تداعی میکردم.خودم رو هدفمند کردم.حد و مرز ها رو رعایت میکردم.بیشتر و بیشتر.حتی در تنهایی ذهن خودم رو آزاد نمیگذاشتم.اکثر کسانی که دیدم و به اخلاق و رفتارشون توجه کرم دچار تعارض ها و تضاد هایی بین افراط و تفریط هستند.اما خوب اینو بیشتر میگذارم پای تربیت خود پدر و مادر ها.....
خوندن قرآن و تفکر در مورد سیره ی ائمه ی اطهار و فرامین قرآن همیشه به من کمک کرده
.شکر خدای بزرگ از این همه نعمت که شکرش تنها 1 بار از از کهکشان ها میگذراند
ببخشید اگر صحبت هام گویا نیست
فی امان الله......
سرسپرده از شما متشکرم.باز هم منتظر شماییم و منتظر نظرات شما خواننده ی مطلب...
+
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386 16:12 توسط عاشق سرگردون
|