تبليغاتX
عاشق سرگردون

عاشق سرگردون

مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.

پاسخ قرآن کریم:

1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان علیه السلام است.

2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان علیه السلام تاکنون امکان دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

1- خداوند در مورد حضرت یونس علیه السلام می فرماید: «فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون ». اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا قیامت می ماند. وقتی خداوند می تواند یونس را تا قیامت در شکم ماهی زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان علیه السلام نیز برای او امری ممکن است.

2- اصحاب کهف سیصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا فی کهفهم ثلاث مأته سنین و أزدادوا تسعا ».

سؤال سوم: وظیفه ما در قبال امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». برای مزد رسالت به «فی القربی» (که امام زمان علیه السلام است) مودت کنید. مودت نیاز به معرفت دارد و مودت یعنی محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان علیه السلام باید هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسیم و هم از آن حضرت اطاعت کنیم.

سؤال چهارم: آیا امام زمان علیه السلام از ما خبر دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را می بیند. خداوند می فرماید: «و قل إعملوا فسیری الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون ».

سؤال پنجم: چگونه می توان یار امام زمان شد؟

پاسخ قرآن کریم:

با تقوی، چون بهترین و بالاترین معیار که به انسان ارزش می دهد و انسان لیاقت یاوری امام زمان علیه السلام را پیدا می کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقیکم ». تقوا سبب بزرگی انسان شده و امکان می دهد که انسان تکیه بر جای بزرگان زند.

سؤال ششم:چند نمونه از نیازهای یاران امام زمان علیه السلام را بیان کرده و چگونه باید کسب کرد؟

پاسخ قرآن کریم:

الف- دانش و بینش: یار امام زمان علیه السلام باید دانش و بینش الهی داشته باشد تا در تصمیم گیریها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخیص دهد. و این را با تقوی بدست خواهد آورد، زیرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش درونی و باطنی نگاه می کند. خداوند می فرماید:«إتقوا الله و یعلمکم الله ».

ب) بصیرت و بینش: بصیرتی که با چشم باطن ببیند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهی در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکری و اخلاقی و روحی نشود. و این بصیرت نیز با تقوا بدست می آید. خداوند می فرماید:«إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ». فرقان یعنی نیرو و توانی که با آن حق را از باطل جدا کنید. به برکت این تقوا انسان، شیطان شناس نیز می شود. دشمن را هم می شناسد.

ج) بیداری: هوشیاری و بیداری؛ تا هروقت شیاطین برای گول زدن آمدند، بیدار شود، دام ابلیس را بشناسد و از شیطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سریع در چاه می افتد. و این هم با تقوا ممکن است. «إن الذین التقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».

سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوی برکات زیاد می شود، محصولات رونق می یابد، مشکلات مردم حل می شود و...؟

پاسخ قرآن کریم:

چون حکومت امام زمان علیه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوی هم ظاهر می شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهای برکت از زمین و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزی فراوان نیز بدنبال آن است «ولو أن أهل القری آمنوا و التقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض » «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب » «و من یتق الله یجعل له من أمره یسرا ».

سؤال هشتم: ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یعنی زمین را بندگان صالح من به ارث می برند. پس وارثان زمین که امام زمان علیه السلام و یاران ایشان هستند دو ویژگی دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحین اند. حال به ویژگیهای بندگان صالح خدا اشاره می کنیم:

1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هونا »

2- دارای بینش صحیح هستند، زیرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است

3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »

4- اهل طاعت و سجده و قیامند، «و الذین یبیتون ربهم سجدا و قیاما »

5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم می شود نمی کنند، «والذین یقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »

6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم یقتروا »

7- موحدند و غیر خدا را نمی خوانند، «لا یدعون مع الله الها آخر »

8- به جان انسانها احترام می گذارند، «ولایقتلون النفس التی حرم الله إلا بالحق »

9- پاکدامنند، «ولایزنون »

10- دنبال پاکسازی روان خویش اند، «و من تاب و عمل صالحا »

11- جبران کننده عقب ماندگیها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »

12- حتی مرتکب مقدمات گناه هم نمی شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمی کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »

13- کلامشان صحیح است، «و الذین لا یشهدون الزو »

14- اهل لغو نیستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »

15- پرورش دهنده نسل سالم و مفیدند، «هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین »

16- امام دیگرانند، «و جعلنا للمتقین إماما »

17- به گزین اند. کلام را گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می نمایند، «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه »

18- ایمان دارند، «قل یا عباد الذین آمنوا إتقوا ربکم »

19- بنده خدای متعال هستند و امور خود را واگذار به خدای متعال می نمایند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنیا نیستند، «ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله »

20- شیطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوینهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین »

21- ویژگیهای صالحین را دارند یعنی صددرصد اعمالشان صالح است، «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم فی الصالحین »

22- امر ازدواج برای جوانان را تسهیل می کنند، «و أنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم »

23- در کار خیر از همدیگر سبقت می گیرند، «و یسارعون فی الخیرات و أولئک من الصالحین »

سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوی چگونه است؟

پاسخ قرآن کریم:

همانگونه که بیان شد، امام زمان علیه السلام و یارانش دو ویژگی دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحین هستند «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یک نمونه از ازدواج صالحین را خداوند در قرآن ذکر می کند که ازدواج دختر شعیب با حضرت موسی است، «قال إنی أرید أن أنکحک أحدی إبنتی ها تین » (اول شعیب موسی را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از این آیه می توان فهمید که:

1- تا داماد را نشناختید اجازه خواستگاری ندهید. اول شناخت بعد اقدام

2- ویژگیهای داماد در آیه دو چیز ذکر شده است: 1- قوی 2- امین. این دو مهم است

3- اگر پیشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد

4- بعضی خانواده ها چند دختر دارند، اگر برای دختر دوم یا سوم خواستگاری آمد و دختر اولی ازدواج نکرده بود مانع نشوید

5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همدیگر را ببینند

6- مهریه باید چند ویژگی داشته باشد. الف) سودآوری اقتصادی داشته باشد. لذا حضرت شعیب علیه السلام هشت سال چوپانی را مطرح نمود ب) مهریه معنوی باشد. حضرت شعیب فرمودند هشت حج ج) مهریه را کم مطرح کنند، تا داماد زیاد کند. این در زیاد شدن محبت بین دختر و پسر مؤثر است د) مهریه نقد به عروس داده شود

7- پدر دختر سختگیری نکند

8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند

سؤال دهم: ویژگیهای امام زمان علیه السلام در قرآن چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

1- معصوم است، «إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»

2- اولی الامر است، «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم»
3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی». از جمع دو آیه معلوم می شود «سبیل رب» همان « موده فی القربی» است.

سؤال یازدهم: الگوهایی را معرفی نمائید.

پاسخ قرآن کریم:

تمام انبیاء عبادالصالحین اند.


منبع سایت یوسف زهرا

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386 22:26 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:


* بچّه ها خوبند ، قشنگند
به بچّه ها خیلی ور نروید
اغلب پدر و مادرها به قصد خوبی كردن به بچّه ها و تربیت آنها ، بچّه ها را خراب می كنند ، چون علم ندارند
حالا كه علم نداریم و نمی توانیم درست كنیم اقلّاً به حال خودشان بگذاریم و دائم به آنها امر و نهی نكنیم و اذیتشان نكنیم
با همین به اصطلاح تربیت كردنهاست كه پدر و مادرها بچّه ای را كه با فطرت متولّد شده است به راست یا چپ منحرف می كنند و یواشكی آنها را یهودی یا نصرانی می كنند
پیامبر اكرم(ص)فرمود:كلّ مولود یولد علی الفطرة حتّی یكون ابواه یهوّدانه او ینصّرانه:
هر نوزادی بر فطرت الهی متولّد می شود تا اینكه پدر و مادرش او را یهودی یا نصرانی می كنند
 به نظر من اصلاً به بچّه دست نزن
خودت درست راه برو ، بچّه كه در كنار تو است همین كه تو را می بیند ، برای ساخته شدنش كافیست
چقدر ائمّه(علیهم السلام)فرمودند:مردم را با عملتان و نه با زبانتان به راه دین دعوت كنید.




نتیجه:
خودم هستم ودرد من اینه
فکر کنم حالا فهمیدید چرا در نظر همه ردم
خدا دلم شکسته خوبم کن

گفت اگه پاکی جوانیتون را حفظ میکردید رو آب راه میرفتید
بیچاره من که اسیر مشتی گناهم
هنوز دارم تاثیراتش و عاقبتش را میبینم وشاید تا قیامت هم اثرش باشه
خدا هنوز 17 سالمه ولی برای 80 سال گناه دارم

هرکی که این مطلبو میخونه
باسم دعا کنه که اصلا همین فردا تو مسجد جمکران باشم
چه کنم عاشقم مهدی

راستی دعام کردی یادت نره همین الان تو دلت یه دعا کوچولو کن

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386 22:8 توسط عاشق سرگردون |


یا امام زمان مثل شمع در فراقت میسوزم
آقا ما را قبولداری یا نه؟
اما هر چی باشه من امیدم تویی که پاکم کنی وبسازیم
شاید همین فردا اومدم پیشت
خدا را چه دیدی

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386 18:28 توسط عاشق سرگردون |


دیگه هیج کس مرا قبول نداره
نه تو خونه نه تو مدرسه و نه هیچکسی دیگه
تازه اونها همه چیز را نمیدونند وگرنه چی میشد

اما من خدا و مهدی را دارم و بس
شاید همین فردا...بماند بی خیال


قابل نبوده ام که کسی دعوتم کند
آقا کریم بود که بی دعوت اومدم

دریا حریف نیست که پاکم کند   مگر
مولا به خاک کوی خود از لطف شویدم

مرا راهی کن سوی میخانه        یا مهدی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 23:49 توسط عاشق سرگردون |


یه هفته ای عشق مهدی وجمکران مرا گرفته
یا مهدی دستما نگیر عنایتی کن و دست مرا ول نکن
عکس جمکران تا میبینم مثل یه رویا میبینم

نمیدونم یعنی قسمت ما هم میشه
ای کاش قسمت همه بشه

اون بزرگوار رو منبر میگه
خدایا
اگر پدر و مادرم بفهمند وبشنلسند من کیم خونه رام نمیدند
اما توی خدا آبروی مرا حفظ میکنی

آقا جون بازم با این بدی منا هر شب صدا میزنی پاشو بیا

گفت کریم کیه گفتم آقام
گفت چطور گفتم همین طور که منا راه داد فهمیدم
همه را چشم پوشی کرد

آقا دستم بگیر که دیگه آب از سزم گذشته
زندگی بی تو هیچه

خدا این 14 معصوم بنده های تواند

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 23:46 توسط عاشق سرگردون |


خدایا در جهنم گویم
مرا مرا مکن زخود جدا

از ته دلم میگم بی تو هرگز حتی تو جهنم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 23:30 توسط عاشق سرگردون |


خدایا
در جهنم  ناله ی  ((انی احبک)) میزنم
من تو را دوست دارم
همین

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 23:24 توسط عاشق سرگردون |


عشق بر دو نوع است:
عشق مجازی و عشق واقعی

عشق مجازی بر دو نوع است:
عشق نفسانی که این نوع از نظر عرفا رد است
وعشقی دیگر مانند اینکه کسی که معلمش یا پدر و مارش ویا هرکسی دیگری را دوست دارد

عشق واقعی بر یک نوع است:
الله



جالبه بدونید من معنی عشق را با عشق مجازی یافتم
وبعدش فهمیدم حقیقت عشق حقیقی


خدا خدا دوست دارم
منا از این لجنزاری که توش گرفتارم نجات بده

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 23:21 توسط عاشق سرگردون |


اینم عکس آقای دولابی که عارفانه ها و عاشقانه هایش را مینویسم

این هم منبع اطلاعات که میتونید برای اطلاعات بیشتر از این عارف باالله به وبلاگ زیر بروید:
http://ostad-tayyeb.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 23:18 توسط عاشق سرگردون |


دوستان کافیه در قسمت نظرات آدرس وبلاگ خود را بفرمایند تا با هم تبادل لینک کنیم
مطمئنا به نفع هر دو طرف است
منتظر پیامهای شما هستم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 23:11 توسط عاشق سرگردون |


دعای امام زمان (عج) که پایین وبلاگ هست چطوره؟
اگه مزاحم هست نظر بدید برشدارم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 3:12 توسط عاشق سرگردون |


خواهش میکنم این پستا بخونید
هر چی تو این وبلاگ هست شیرینه
ولی این از همه بهتر


التماستون میکنم برید ادامه مطلب

ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 2:30 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:

ما مثل بچّه ای هستیم كه پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می كنند
بچّه جلب ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می كند و در بازار گم می شود
و وقتی متوجّه می شود كه دیگر پدر را نمی بیند
گمان می كند پدرش گم شده است ، در حالی كه در واقع خودش گم شده است
انبیاء و اولیاء پدران خلقند و دست خلایق را می گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند
غالب خلایق جلب متاعهای دنیا شده اند و دست پدر را رها كرده و در بازار دنیا گم شده اند
امام زمــــان(ع)گم و غائب نشده است ، ما گم و محجـــوب گشته ایم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 2:36 توسط عاشق سرگردون |


حرفهای دلمه اگه دوست داشتی بخونی برو ادامه مطلب
ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 2:27 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:

بايد بي غرض و با قالب پاك نگريست تا همه دنيا را زيبا ديد
در عالم فنا قشنگترين چيزها زشتيهاست مثل خال سياه در صورت سپيد يار
نقايص زندگي دنيايتان را بمنزله خال سياه حساب كنيد كه زيبائي صورت را صد چندان مي كند
انسان اگر بداند كه اين مصائب و گرفتاري هاي دنيوي به مانند خال سياهي در صورت زيبايي است كه باعث زيبايي بيشتر مي شود
چقدر راحت مي شود و زندگي برايش شيرين مي گردد
مؤمن در اين عالم مثل سياح است
بي غرض تماشا مي كند
دل نمي بندد
نه قصد مالكيت مي كند
و نه در دعواها دخالت مي كند
اعتراض ندارد
نگاه مي كند و عبور مي كن
پيامبراكرم (ص)فرمود:سياحة امتي في شهرالله:
سياحت امت من در ماه (رمضان)خداست

علت:
چون خدا را داریم
والسلام

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:36 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:

بايد بي غرض و با قالب پاك نگريست تا همه دنيا را زيبا ديد
در عالم فنا قشنگترين چيزها زشتيهاست مثل خال سياه در صورت سپيد يار
نقايص زندگي دنيايتان را بمنزله خال سياه حساب كنيد كه زيبائي صورت را صد چندان مي كند
انسان اگر بداند كه اين مصائب و گرفتاري هاي دنيوي به مانند خال سياهي در صورت زيبايي است كه باعث زيبايي بيشتر مي شود
چقدر راحت مي شود و زندگي برايش شيرين مي گردد
مؤمن در اين عالم مثل سياح است
بي غرض تماشا مي كند
دل نمي بندد
نه قصد مالكيت مي كند
و نه در دعواها دخالت مي كند
اعتراض ندارد
نگاه مي كند و عبور مي كن
پيامبراكرم (ص)فرمود:سياحة امتي في شهرالله:
سياحت امت من در ماه (رمضان)خداست

علت:
چون خدا را داریم
والسلام

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:35 توسط عاشق سرگردون |


اي دل به كوي دوست گذاري نمي كني                               اسباب جمع داري و كاري نمي كني

فرصت غنيمت است رفيقان در اين چمن                              فردا چو برگ گل همه بر باد رفته ایم


نتیجه:
وقتی خودم عمل نکردم به این دو بیت
بهتره که هیچی نگم

خدایا خودت کمک کن

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:33 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:

* يكي از اهالي لرستان تعريف مي كرد
كه يكي از هم ولايتي هاي ما كه هيكل درشتي داشت را سابق زنداني كرده بودند
و روزي ده شاهي به عنوان خرج خوراكش به او مي دادند
او هم كه مي ديد با اين پول نمي تواند آنقدر غذا بخورد كه شكمش را پر كند
ده شاهي را مي داد و ذرت بو داده مي گرفت كه هم حجيم بود و هم چون شور بود آب مي طلبيد و در نتيجه شكم او را پر مي كرد
او كه فرد صاف و ساده اي بود  روزي رو به آسمان كرد و گفت:
 خدايا!من را كه مي شناسي ، من فلاني پسر فلانيم
خدايا !مرا زنداني كرده اي و رزقم را هم كرده اي روزي ده شاهي چُس فيل
آن وقت لاف بنده داري هم مي زني
اگر رزّاق بودن اينه ، خوبه همه بكنند .


خدا صدق را دوست دارد
با خدا صادقانه حرف بزن
هر چه مي خواهي بگو
ديدي وقتي در بني اسرائيل خشكسالي شد و هرچه موسي (ع)و قومش دعا كردند و باران طلبيدند باران نيامد
بالاخره به حضرت موسي (ع)وحي شد كه اگر بَرخ دعا كند باران نازل مي كنيم
حضرت موسي (ع)مترصّد شد بَرخ را پيدا كند و از او بخواهد دعا كند
بالاخره به بَرخ كه يك مرد سياه بياباني بود برخورد و از او خواست از خدا باران بطلبد
بَرخ هم سرش را به سوي آسمان كرد و گفت:
 خدايا!چرا باران نمي فرستي ؟
 نكند ابرهايت خشك شده اند ، يا ابرها ديگر فرمان تو را نمي برند
اگر هم مي خواهي اين قوم را عذاب كني عمر شما كه زياد و وقت بسيار است دير نمي شود
چند جمله از اين قبيل كه بَرخ بر زبان آورد ابرها ظاهر شدند و باران شديدي آغاز شد
حضرت موسي (ع)با اينكه خودش هم گاهي اوقات با خدا تند صحبت مي كرد
كما اينكه در داستان گوساله پرست شدن قومش به خدا عرض كرد:
ان هي الّا فتنك:خدايا همه اين كارها زير سر خودت است
و در مورد فرعون به خدا عرض كرد:
ربّنا انّك اتيت فرعون و ملاه زينه و اموالاً في الحيوه الدّنيا ربّنا ليضلّوا عن سبيلك:
خدايا تو خودت به فرعون و بزرگان قومش در اين زندگي دنيا زينت و دارايي دادي تا ديگران را از راه تو گمراه كنند
با وجود اين ، جملات بَرخ بر موسي سنگين آمد
و خواست او را به خاطر جسارتي كه نسبت به خداوند روا داشته بود توبيخ كند
كه به او وحي شد كه بَرخ را به حال خود رها كن
او روزي چند بار ما را مي خنداند

 

* خوب يا بد هرچه هستي صادقانه خودت را به خدا عرضه كن
و بگو خدايا هرچه هستم مال شما هستم

نتیجه:
دیدید خدا چقدر ناز و مهربونه

شما بودید   دیوونه ی   این خدا نمیشدید

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:32 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:

* در دنيا اگر خودت را مهمان حساب كني
و حق تعالي را ميزبان
همه غصّه ها مي رود
چون هزار غصّه به دل ميزبان است كه دل ميهمان از يكي از آنها خبر ندارد .

 

* هزار غم به دل صاحبخانه است كه يكي به دل مهمان راه ندارد
در زندگي خودت را ميهمان خدا بدان تا راحت شوي .

 

* اگــــــر در ميهماني يك شب بلايي به تو رسيد شلوغ نكن و آبـــروي صاحبخـــانه را حفظ كن

که حکمتی توش است اونوقت اگه یه وقت بفهمی حکمتش چیه اونوقته که پشیمون میشی و...

نتیجه:
چیزی ندارم بگم خودت فکر کن
خدا چقدر مهربونه

یادم افتاد به یه مطلب از وبلاگ درد ودرمان dardodarman
جعبه های سیاه و طلایی
در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است
او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی
به حرف خدا گوش کردم
شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم
جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر

از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم
دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد
سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم
و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟
خدا با لبخندی دلنشین گفت:
ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.

پرسیدم پروردگارا!
چرا این جعبه ها را به من دادی؟
چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟
گفت:ای بنده من!
جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...



((اميد است آتش عشق و محبت خدا ، آنچنان در وجودتان شعله ور گردد كه هر چه غير اوست را بسوزاند ))
ولی من هنوز بش نرسیدم حتما

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:31 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:

جوانی كه از كودكی پدرش را بسیار اذیّت كرده بود بعد از اینكه بزرگ شد و ازدواج كرد
به یاد اذیتهایی كه به پدرش كرده بود و خوبی هایی كه پدر به او كرده بود ، افتاد
نزد پدر رفت و به او گفت:
من شما را خیلی اذیت كرده ام ؛ و شما محبّتهای زیادی در حقّ من كرده اید ؛ مرا حلال كنید
پدر هم به او گفت:حلالت كردم
مدّتی بعد جوان به یاد سیلی ای افتاد كه روزی پدرش به او زده بود و او به خاطر كودكی از پدر رنجیده شده و كینه او را به دل گرفته بود
امّا امروز می فهمید كه آن سیلی او را از چه انحراف و خطر بزرگی حفظ كرد
لذا نزد پدر رفت و به او گفت:
پدر جان ، همه خوبیهایی كه تا به حال به من كرده ای یك طرف و آن سیلی ای كه آن روز به من زدی یك طرف
امروز می فهمم كه آن سیلی از همه محبّتهای دیگری كه به من كرده ای بالاتر است و به خاطر آن از شما سپاسگزارم .

مهم (اول مثال بالا را بخونید):
روزی كه فهم انسان باز شود خواهد دید
كه ابتلائات و گرفتاری هایی كه خدا برای او پیش آورده است
چه خیرهایی برای او داشته
و خداوند از رهگذر آنها محبّتی به او كرده كه در خوشیها و نعمتها چنان محبّتی به او نكرده است
به همین خاطر است كه وقتی خدا پرده را بر می دارد
انسان غصّه می خورد كه چرا به خاطر ابتلائات و محرومیتهای دنیا غصّه خورده است
و آن روز بیش از آنچه برای نعمتها و گشایش ها شاكر است به خاطر محرومیتها و ابتلائات شاكر خواهد بود

نتیجه:
حتما فهمیدید توضیح نداره

منم از سر همینه که بیشتر دیوونه شدم
سختی کشیدم زیاد
زندگیم داغون شد
اما بعد که فهمیدم چی شد
زندگیم نابود شد

خدا به خودت قسم دوست دارم

نمیفهمید چی میگم
به قول مولانا:
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق                                 تا بگویم شرح درد اشتیاق

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:30 توسط عاشق سرگردون |


موسی سی روز مهمونش بود(مهمون خدا)
اصلا یادش نیومد آب و غذا بخوره
یعنی حرف زدن با خدا این قدر لذت بخشه
سی روز تمام شد خدا گفت ده روز دیگه هم پیش من بمون

مثل اینکه آخر ماه رمضون بگه دیگه بسه بیا پیش من

نتیجه:
خوش بحال اون کسایی که روزه هاشون کامل میگرن ((خدا یه همچین حسی نسبت به اونا داره))

ما که قسمتون نشده
((برام دعا کنید امسال توفیقش را داشته باشم چون تواناییشا دارم اما بنا به دلایلی نشده))
التماستون میکنم همین حالا حتی تو دلتون یه دعای کوچولو بکنید
منم باسه شما حتما دعا میکنم

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:27 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:

* خداوند شیطان را هم برای تكامل انسان قرار داده است تا ناخالص ها را از بهشت دور و خالص ها را به بهشت داخل كند


نتیجه:
این خدا عجب خداییه که شیطون بد جنسش هم از سر خوبیه

بیاند با هم عاشق این خدا بشیم

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:26 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:

* به شما بشارت می دهم كه می توان بر شیطان غالب شد:
انّ كید الشّيطان كان ضعیفاً : همانا كید و مكر شیطان ضعیف است .

 

* كسی كه در كارهایش بسم الله بگوید شیطان از او غافل می شود و او می تواند به راهش برود
وقتی وجود خودش بسم الله شود اجنّه و شیاطین از او فرار می كنند

 

* وقتی كسی به مهمانی دعوت شده باشد و برای ملاقات صاحبخانه بخواهد وارد شود
وظیفه صاحبخانه است كه به سگ پاسبان كه برای ممانعت از ورود بیگانگان كنار در بسته است بگوید به او كاری نداشته باشد و بگذارد كه داخل شود
شیطان سگ درگاه خداست
برداشتن موانع از قبیل شیطان بر عهده صاحبخانه است
شما یك كار بیشتر ندارید و آن توجّه كامل به صاحبخانه است
كان حقّاً علینا نصرالمؤمنین : بر ما حقّی است كه مؤمنان را یاری كنیم
انّ عبادی لیس لك علیهم سلطان : ای شیطان هر آینه تو بر بندگانم تسلّط نداری .

 

* شیطان مثل سگ پاسبان خانه خداست
هركس با صاحبخانه كار داشته باشد ، حقّ تعالی چون ضامن راهش است
به شیطان می گوید : این از خود ماست و بگذار داخل شود
امّا اگر كسی ریگی توی كفشش باشد و قصد دزدی داشته باشد ، شیطان نمی گذارد
خود شیطان گفت : فبعزّتك لاغوینهم اجمعین الّا عبادك منهم المخلصین : خداوندا به عزّت تو سوگند كه همه انسانها جز بندگان خالص شده ات را گمراه و اغوا می كنم.


نتیجه:
چه کسی دیدید اینقدر مهمون پذیر
و چه مهمون نامردی که همه چی را از سر میزبان میدونه

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:25 توسط عاشق سرگردون |


یه روز پیامبر به خدا میگه

بدترین بنده تا نشونم بده

گفت اون پیرمردی که صبح از دروازه میاد بیرون بدترین بندمه

پیامبر دید پیرمرده دست بچه شا گرفته داره داره میاد از دروازه بیرون

صدا زد آی خدا بهترین بندهتا نشونم بده

گفت وایسا غروب که شد هر کی آ خرین نفر از دروازه اومد بیرون بهترین بندمه

پیامبر نشت غروب شد دید همون پیرمرد هستش

پیامبر گفت آخه چطور ممکنه اول صبح بدترین و دم غروب بهترین

گفت دسته بچه شا که گرفته بود بچش گفت بابا عمرت چطور بود گفت پسرم من بنده ی بدی بودم وخدا خدای خوبی بود

گفت آی پیامبرم همین اعترافش منا پیش من اونا عزیز کرد

نتیجه:

خدا مشتاق ما هست اونقدر که اگه ما یه کار یا یه حرف کوچیک زدیم اینقدر شیفته ما میشه

میگه تو یه قدم بیا من صد تا قدم با شتاب میام

فکرشا بکنید چقدر بزرگه ومهربون

اینهمه چیز بی منت داد ما به جا تشکر چی کار کردیم اما یه جوری با ما رفتار میکنه انگار اون به ما مدیونه

خداییش رو این جمله آخر فکر کنید

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:23 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:

هرجا خدا امتحانت كرد و یك خورده عقب رفتی غصّه نخور
این امتحان لازم بود تا به ناقص بودن خود پی ببری
یك كمی تلاش می كنی جبران می شود
امتحان ، فضل خداست و برای رشد خلق نافع و لازم است
پیامبر اكرم (ص)از خداوند درخواست كرد كه امّت من را امتحان نكن
خداوند فرمود:این كار نمی شود
باید امتحان شوند
پیامبر(ص)عرض كرد پس طوری امتحانشان كن كه امّتهای دیگر متوجّه نشوند
فرمود:طوری امتحانشان می كنم كه شما هم متوجّه نشوید
قرآن كه فرمود : اقراء كتابك كفی بنفسك الیوم علیك حسیباً :
خودت نامه اعمالت را بخوان كه امروز خودت برای رسیدگی به حسابهایت كفایت می كنی
معلوم شد كه خود خدا هم نگاه نمی كند
یك معنی آیه این است كه : حاسبوا قبل ان تحاسبوا :
قبل از آنكه به محاسبه كارهایتان بپردازند خودتان حساب كارهایتان را رسیدگی كنید
معنی دیگرش هم این است كه :بنده من ، نمی خواهد صورت حساب كارهایت را پیش من بیاوری
تو می خواهی خوب باشی
من هم همانطورت می كنم كه می خواهی

... خداوند ستّار و غفور
خودش هم نامه عمل مؤمن را نگاه نمی كند و خودت را قبول دارد و بررسی حساب را به خودت واگذار می نماید
دیدی خدای كریم با ما از لطف و رحمت چه كرد ؟!

نتیجه:
رو بند آخر فکر کن
 

بعدشم رو این جمله:
          
دیدی خدای كریم با ما از لطف و رحمت چه كرد          
     دیدی خدای كریم با ما از لطف و رحمت چه كرد
          دیدی خدای كریم با ما از لطف و رحمت چه كرد
   دیدی خدای كریم با ما از لطف و رحمت چه كرد
دیدی خدای كریم با ما از لطف و رحمت چه كرد

شما بودید   دیوونه ی   این خدا نمیشدید

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:21 توسط عاشق سرگردون |


اي دل به كوي دوست گذاري نمي كني                        اسباب جمع داري و كاري نمي كني

فرصت غنيمت است رفيقان در اين چمن                        فردا چو برگ گل همه بر باد رفته ایم


نتیجه:
وقتی خودم عمل نکردم به این دو بیت
بهتره که هیچی نگم

خدایا خودت کمک کن

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:19 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی میگه:
((با همین متن میتونی بفهمی چی بوده این آقای دولابی))

هر جا خداوند گفت بكن ، تو نكردی
هر جا هم گفت نكن ، تو كردی
خداوند دید با این روال تو نجات نداری
لذا عقلت را از تو سلب كرد و آنچه را به مصلحتت بود به دستت جاری كرد و دوباره عقلت را به تو برگرداند
وقتی به خودت آمدی تعجّب كردی كه چطور چنین كاری از تو سر زد
امّا آنچه خدا به دستت جاری كرد به مصلحت تو بود
حتّی اگر كار بد و گناهی ناخواسته از تو سر زد تو را از عُجب و غرور و ادّعا كردن نجات داد

نتیجه:
الحق والانصاف که نتیجه اش معلومه
ولی عمق مطلب رو با فکر میفهیمد پس عمیق روش فکر کنید
ما باید شب و روز تلاش کنیم تا بهش برسیم
اما با اینکه کار کوچیکی از ما سر نزد
اون شب و روز تلاشش برای ما تا ما را یه جوری ...

در اون لحظه ای که ما فراموشش کردیم
اون تو فکر نقشه های بزرگ برای برگنداندن ما
چقدر ما را دوست داره مگه نه

خداییش بشینید رو این متن و نتیجه هاش فکر کنید

باقیشا هم بخونید بسه

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:19 توسط عاشق سرگردون |


آقای دولابی مصداق یه عاشق واقعی
حتما اینا که نوشتما بخونید ضرر نمیکنید

آقای دولابی میگه:
((اگه بشناسینش میدونید حرفش حرفه))

میگه بنده میره اون دنیا میبینه:
میبینه زمین شهادت میده آسمون شهادت میده
یهو میبینه پوست دستش پاش زبونش بر علیهش شهادت میده
بنده میمونه چه خاکی به سرش بریزه
همه دارند نگاش میکنند بنده ها فرشته ها
بماند که میگند ائمه هم شاهدند
خدا میگه بسه چیکارش دارید ولش کنید خودشو قبول دارم
بعد نامه عملش را پاره میکنه
بنده میگه:
این کی بود اینطوری با من حرف زد
چقدر احترامم کرد
چقدر دلنشین بود صداش
بازم با من حرف بزن

نتیجه:
خودتون بشنید فکر کنید چقدر مهربونا و بزرگه
بنده گناه را کرده اما خدا از خجلت او شرمندست
خداییش بشینید رو این جمله آخر فکر کنید

باقیشا هم بخونید بسه


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:16 توسط عاشق سرگردون |


همچو نی زهری و تریاقی که دید همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

ظرفیت میخواد وای بر حال اون کسی که ظرفیت نداشته باشه مثل من

مولانا تو این بیت میگه باسه بعضی ها زهر شده و باسه بعضی ها تریاق(ضد زهر) ظرفیت میخواد

امیدوارم کسایی که اینا میخونند بدونند چیه این ((نی))

البته اعتقاد من اینه که خدا این نی را به همه میشناسونه

یه وقت نگید پس چرا ما نمیدونیم که خدا حتما یه علت خوب براش داره

همه کار خدا حکمته تا ما را یه جوری پیش خودش بیاره

خدا را میدونی چقدر مهربونه

نمیدونی که اگه بدونی همه زندگیت از دست میره

البته نگران نباشید باسه همه هم زهر نیست

اما وای بر اون کسیکه باسش زهر بشه

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:14 توسط عاشق سرگردون |


زندگی که 17 سال توش بودم همیشه باسم زشت بود

اما تو این چند ماهه چیزهایی اتفاق افتاد که نظرمو تغییر داد

فهمیدم زندگی قشنگتر از این حرفاست

اما بقیه زندگیمو خراب کردند و نذاشتند قشنگیهاش را بفهمم

اما فهمیدم آخرش

سعی کردم اون لذتو ببرم ولی نشد

گفتم بزنم از خونه فرار کنم دنبال همون زندگی که میخوام نشد

گفتم تو همین زندگیم درستش کنم نشد

اگه دوست داری منظور منا از زندگی بدونی برو بقیشا بخون
ترا به هر کی که دوسش داری ارزش یه بار خوندنا داره

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 23:11 توسط عاشق سرگردون |


DESIGN BY :MINOS X

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولي

عشق داند كه در اين دايره سرگردان است

--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--:--

به امید رسیدن هر عاشق به معشوق واقعی((--:--الله--:--))


صفحه نخست
پست الکترونيک




نوشته هاي پيشين

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386



پيوندها

مطالب و عکس و شعر عرفانی
مناجات نامه و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری
استاد طییب(عارفانه ها و عاشقانه های آقای دولابی)
عاشق خدا
درمان با عرفان
خرقه(گول صوفیان را نخورید)
وقتی میمیریم چه میشود
عشق متعال
صالحین
جام الست
پیدای پنهان
ستايشگر
جهنم
الهی نامه
آخه دل منم خدایی داره
رد پایی مقدس
ديوونه هاي كربلا
امام مهدی
کانون وبلاگ نویسان مذهب
هـــــدايــــت
یا مهدی (عج)
یوسف زهرا
تنها صراط بندگی
صاحب الزمان(ع)
به ما میگن دیوونه
ولی دوازدهم ( امام زمان عج )
سایه سر عشق
هیئت عشاق الرقیه
شمیم یار
بخوان و بالا برو
مردی از بهشت
کلبه ی آسمان
شکوفه نرگس
یـادگـار یـاس کـبود
عشق غایبانه
نـژاد بـرتـر، نـژاد آریــــایـی
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
سرزمین آرزوها
ز اشک دیده نوشتم هزار نامه برایت
: : عشق من خـدا : :
عاشق خدا
تدبر در قرآن
ظهور
اخلاق و رفتار اسلامی
او خواهد آمد ولی با دعا زودتر
به نام او...
چشمها را باید شست...
((عشق یعنی خدا .....فقط خدا ))
یه بوس کوچولو
مسافر و زائر
به نامش به یادش در پناهش
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان


    تعداد بازديدها: