X
تبلیغات
عاشق سرگردون

عاشق سرگردون

به امید رسیدن هر عاشق به معشوق واقعی((--:--الله--:--))

شیخ شبلی عليه الرحمه

روزی شیخ شبلی عليه الرحمه بر خانه بیماری می گذشت. طبیبی را دید که دیوانه ای راعلاج می کرد. شیخ گفت : ای طبیب شربت گناه داری !؟ طبیب در جواب عاجز ماند. دیوانه گفت: برو تخم تواضع و برگ پشیمانی و بیخ نیازمندی در هاون توبه ریز و به دسته ربنا ظلمنا انفسنا بکوب و به آب ندامت حل کن و در دیگ دل بریز و به آتش محبت بجوشان و به کفچه موءدت بجنبان و به ذکر سبحان الذی بیالای و در قدح عشق ریز و در سایه الحمدلله نه و در سحرگه الله اکبر بنوش تا شفا یابی!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:25  توسط عاشق سرگردون  | 

بی وفایی انسان

- آیا می دانی چرا خداوند شیطان را از درگاه خود راند و برای همیشه او را طرد کرد؟

چون فرمان خدا را برای سجده بر انسان اطاعت نکرد

اما بی وفایی برخی آدمیان را بنگر که از خدا رو می گردانن و حلقه ی بندگی شیطان به گردن می آویزند!

رسول خدا (ص) می فرماید: خداوند به چنین انسان هایی خطاب می کند:

من به خاطر تو شیطان را طرد کردم‌‌ اما تو او را دوست خود گرفتی و به اطاعت او در آمدی؟!.....

المراقبات میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ص ۳۸ به نقل از کتاب خزائن مرحوم نراقی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:17  توسط عاشق سرگردون  | 

خدایا تا پاکم نکرده ای خاکم نکن...


گناهان و خطايا پيراهن خواري را بر تنم كرده



و دوري از تو جامه ي مسكنت و بيچارگي بر من افكنده



و دلم را از جنايت بزرگم به دستان مرگ سپرده



پس تو زنده اش كن



و مرا محروم نداري در روز قيامت از نسيم عفو و آمرزشت



و برهنه ام نفرمائي از لباس زيباي گذشت و چشم پوشي خود



خدايا!



بر گناهانم سايه ي ابر رحمتت را بيفكن



خدايا!



اگر گناه از بنده ات زشت است



پس عفو از نزد تو نيكو است



معبودا!



من نخستين كسي نيستم كه نافرمانيت كرده



پس توبه اش را پذيرفته اي و خواستار احسان تو گشته



خدايا!



آيا چنين مي بيني كه پس از دوستي من به تو مرا از درگاهت دور كني



يا آنكه با اميدي كه به رحمت تو و گذشتت دارم مرا محروم كني



يا آنكه با پناه آوردنم به عفو و گذشتت مرا رها كني



دور است از ذات بزرگوار تو كه مرا نا اميد كني



خدايا!



آيا سياه كني چهره هايي را كه براي عظمتت به خاك در افتاده



يا لال كني زبان هايي را كه به مدح و ثناگوئي در مجد و عظمت تو گويا شده



يا مهر زني بر دل هايي كه بر دوستي تو خمير شده



يا كر كني گوش هايي را كه لذت برده به شنيدن ذكر تو در ارادت و طلب رضاي تو



يا آنكه ببندي دست هايي را كه آمال آن را به سوي تو به اميد مهربانيت بلند كرده



خدايا!



درهاي رحمتت را بر روي يكتا پرستانت مبند



ومحروم منما مشتاقان خود را از مشاهده ي جمال و جلال ديدارت



خدايا!



نفسي را كه عزيز كرده اي به وسيله ي يكتا پرستيت



چگونه به خواري هجرانت ذليل كني



و دلي را كه پيوند شده بر دوستي تو



چگونه به حرارت آتشت بسوزاني



اي مهرورز


اي بخشايشگر

ای مهربان

....................................
منبع:کلبه ی آسمان
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 11:45  توسط عاشق سرگردون  | 

مناجات با امام زمان (عج) به تقلید از امام سجاد (ع)




ای سیاه خال      ای سیاه چشم

چشم تو هستی را می بیند

ومن تو را

ولی نمی شناسمت اگر تو نخواهی

من حقیقتا می دانم که تو مرا می بینی

وقتی این سخن را می گویم

می گویند تو به خود تلقین کرده ای

ولی نه

تو مرا می بینی

تو با منی

ولی من با غیر تو

 

تو ای عشق بیا

تابی گانگان با عشق   عشق را تحریف نکنن

ای حق بیا که با تو ها در قفسند

ناپاکان می خواهند انان را طوطی کنند

می دانم که در حال آمدنی

صدای پاهای اسبت را می شنوم

کی می رسی

درانتظارم..../.
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 20:26  توسط عاشق سرگردون  | 

مطالب و عکس و شعر عرفانی

به وبلاگ جدیدم حتما" یه سر بزنید:
مطالب و عکس و شعر عرفانی

در مورد عرفان هرچی میخوای هست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 23:49  توسط عاشق سرگردون  | 

باز هم نظر شما

از نویسنده ی وبلاگ عاشق خدا خواهش کردم تا نظرات خودش را در مورد بنده ی درگیر به افراط و تفریط بگه
و ایشون در این پست مطالب مهم و زیبایی را به ما یاد آور شدند و به مطلب من واقعا" توجه نمودند ومن از ته دل از ایشون ممنونم.
واین هم حرفهای جدید ایشون که توش پر است از همونی که ما دنبالشیم:

هرگاه به "شک" رسیدی بدان آنقدر فهمیده ای که قدرت تمیز درست و غلط را داری.تبریک میگم.این آغاز راه خداست.

واین هم بقیه حرفهای ایشون:

راستش من از اون روزی که نظر دادم فکر کردم که چه شد که تونشتم درست بشم.
هر روز و هرجا با خودم کلنجار رفتم که تا حد و آخر مرز پیش نرم .اگر حسم قوی بود بهش کمر عمل میکردم.به خدا بیشتر توکل میکردم.هر لحظه این فکر رو که نکنه اشتباه میکنم در ذهن خودم تداعی میکردم.خودم رو هدفمند کردم.حد و مرز ها رو رعایت میکردم.بیشتر و بیشتر.حتی در تنهایی ذهن خودم رو آزاد نمیگذاشتم.اکثر کسانی که دیدم و به اخلاق و رفتارشون توجه کرم دچار تعارض ها و تضاد هایی بین افراط و تفریط هستند.اما خوب اینو بیشتر میگذارم پای تربیت خود پدر و مادر ها.....
خوندن قرآن و تفکر در مورد سیره ی ائمه ی اطهار و فرامین قرآن همیشه به من کمک کرده
.شکر خدای بزرگ از این همه نعمت که شکرش تنها 1 بار از از کهکشان ها میگذراند
ببخشید اگر صحبت هام گویا نیست
فی امان الله......

سرسپرده از شما متشکرم.باز هم منتظر شماییم و منتظر نظرات شما خواننده ی مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 16:12  توسط عاشق سرگردون  | 

مناجات نامه و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری

به وبلاگ جدیدم حتما" یه سر بزنید:
مناجات نامه و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری
هر هفته سه پست و سه مناجات
به همراه زندگی نامه

وقتی رفتید نظر بدید نه فقط آمار وبلاگ را ببینم.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 21:8  توسط عاشق سرگردون  | 

نظر مهر نور

از نویسنده ی وبلاگ  مهر نور خواهش کردم تا نظرات خودش را در مورد بنده ی درگیر به افراط و تفریط بگه
و این هم نظر ایشونه که به نظر من عالیه و امیدوارم برای شما هم کار ساز باشه:

منم مثل توام فقط اینو بهت بگم اگر می خواهیم آدم بشیم یک راه بیشتر وجود نداره و اونم اینکه تمرین کنیم دلی رو نرنجونیم و حتی خودمون رو هم همینطور
دگر آزاری و خود آزاری به شخصیت سالم انسان لطمه می زنه و گناه یعنی همین وبس
در پناه حق


نویسنده ی وبلاگ مهر نور از شما متشکرم.باز هم منتظر شماییم و منتظر نظرات شما خواننده ی مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 19:54  توسط عاشق سرگردون  | 

نظر عاشق خــدا (از شاگردان استاد طیب)

از نویسنده ی وبلاگ استلد طییب خواهش کردم تا نظرات خودش را در مورد بنده ی درگیر به افراط و تفریط بگه
و این هم نظر ایشونه که به نظر من عالیه و امیدوارم برای شما هم کار ساز باشه:

در حدیث قدسی است که خداوند می فرماید : کسانی که به من پشت کرده اند اگر می دانستند که من چه مقداربه آنها اشتیاق دارم از شوق جان می دادند . ( لو علم المدبرون عنی کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقا ) کسانی که به خدا پشت کرده اند ظاهرشان از روی جهل به خدا پشت کرده ولی عمق باطنشان رو کننده به خداست . راه موت و بازگشت به خدا این است که بیابیم خدا با ما آشتی است و مشتاق ماست . وقتی با خدا اشتی باشیم . باه شدوست باشیم و بهش اعتماد داشته باشیم . خودمونو میسپریم دستش میشیم مثل یک میت روی دست مرده شوی . خدا هم همینطوره اگه تو بهش ایمان قلبی داشته باشی خودتو میسپری دستش اون وقت خدا هر چیزی جلوی پات بذاره چه شیرین و چه تلخ عین خیالت نیست . میگن : مومن مثل کوه پایدار و مستحکم است که بادهای تند آن را تکان نمی دهند یعنی همیشه ارومه . حالی به حالی نمیشه . یه روز کم نمیذاره یه روز زیاد . نکته دیگه اینکه : مومنان و پیروان و شیعیان در صراط مستقیم که همون راه ائمه و اهل بیت معصوم هست قدم بر می دارند . نه عقبتر از اونها گام بر میدارند و نه جلوی اونها یا جلوتراز اونها بلکه پاشونو میذارن جای پای اونها .
.
.
.
.
من در حد اون چیزی که خودم بهش اعتقاد دارم براتون گفتم . انشاالله بتونم از نظرات شما و سایر دوستان استفاده بکنم .
و یک جمله قصار تقدیم به همه عزیزان !

دلي كه روزي چند بار تكان نخورد احتمالاً مرده است!


عاشق خــدا (از شاگردان استاد طیب) از شما متشکرم.باز هم منتظر شماییم و منتظر نظرات شما خواننده ی مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 17:15  توسط عاشق سرگردون  | 

بخونید واقعا" قشنگه

از نویسنده ی وبلاگ عاشق خدا خواهش کردم تا نظرات خودش را در مورد بنده ی درگیر به افراط و تفریط بگه
و این هم نظر ایشونه که به نظر من عالیه و امیدوارم برای شما هم کار ساز باشه:

یادمان باشد هرگاه خاطرمان مکدر از کدر روزگار شد.خدایی هست که خدایی اش همه ی عالمیان را فرا گرفته.این است که ما هستیم تا بود ِ او هست..

خود من از افراطی های شدید بودم که یا سفید سفید یا مشکی مشکی اما به مرور و با هر روز جنگیدن با عادت بد خودم تونستم به خودم کمک کنم.شاید باور کردنی نبود که من بتونم آدم آرومی باشم.
در این زمینه اسلام براهین و دستورات فراوانی دارد.
........ اهدنا الصراة المستقیم.....
از هر چیزی شیرینتر این هست که بدونی داری در اسلام قدم بر میداری.خود اسلام یعنی راه مستقیم و راحت رسیدن به خدا.حالا به نظر خود شما این کم لطفی نیست که در راه راست به افزاط و تفریط بری؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به خدا توکل کن نه به توانایی خودت.از خدای بزرگت بخواه نه از دنیای اطرافت.عزیزم خدا همه جا دستمونو میگیره.فقط کافیه دستمونو به سمتش دراز کنیم.

سرسپرده از شما متشکرم.باز هم منتظر شماییم و منتظر نظرات شما خواننده ی مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 16:2  توسط عاشق سرگردون  | 

بنده ی درگیر به افراط و تفریط

بنده ی گرفتار به افراط و تفریط منم و شاید خیلی از ماها.
اگر قرار شد منفی شم از حد میگذرونم
بی ظرفیت هستم
واگر قرار شد خوب باشیم انگار باید زندگی از ریشه عوض شه
اینه که میگم افراط و تفریط
به نظر خودم مطلب جالبی مگه نه
همش دو روز به افراط خدا را داریم
به عبارتی جوگیر میشیم
و بعدش......

خدا این بنده ی درگیر به افراط و تفریط را شفا ده
خدایا یعنی میشه منم یه روز محکم تو مسیرت بیام و دو روزه نباشه

دوست دارم رو این موضوع تحقیق کنم خوشحال میشم مرا کمک کنید
و بنویسید شما چطورید
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 21:26  توسط عاشق سرگردون  | 

احادیث قدسی

انا فی قلوب منکسره

 

اگر کسانی که به من پشت کرده اند بدانند که جگونه انتظار آنان را می برم و به بازگشت آنها مشتاقم هر آینه ازشوق آمدن به سوی من می میرند و بند از بندشان جدا می گردد.

 

هر بنده اي که بخواهد به بهشت در آيد جسمش را بيمار مي کنم که اين کفاره گناهان است.يا مرگش را سخت مي کنم تا بي گناه نزد من آيد. و هر بنده اي که بخواهم به دوزخش برم/جسمش را سلامت مي بخشم/تا اين همه طلب او از من باشديا از دشمن ايمني اش مي دهم تا اين همه طلب او از من باشد/يا روزي اش را فراخ مي کنم تا اين همه طلب او از من باشد/يا مرگش را آسان مي کنم تا نزد من آيد بي آنکه کار نيکي در چنته داشته باشد و به دوزخ درآيد

 

 

 

 

یا رب معنی عشق چیست ؟ گفت : عشق تو به من ذوق دل توست در حالتی که فارغ باشی از میل به ماسوای من..

 

 

اگر انسان بداند آن چیزی را که برای او اندوخته ام بعد از مردن هرگز آرزوی زندگی و تمنای حیات در دنیا

 

 نکند و بگوید هر لحظه پیش حق تعالی که یا رب مرا بمیران بمیران.

 

 

 

ملائکه را از نور انسان خلق کرده ام و آفریدم انسان را از نور خود

 

 

 

. راحتی را در بهشت قرار دادم و مردم در دنیا دنبال آن میگردند و پیدا نمی کنند

. علم را در گرسنگی و سختی قرار دادم و مردم آن را در رفاه می بینند و پیدا نمیکنند.

. عزت و بزرگواری را در نماز شب قرار دادم و مردم آن را در رفاه می بینند وپیدانمی کنند.

. بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم آن را در ثروت پیدا می کنند .

. استجابت دعا را درمال حلال قرار دادم و مردم آنرا در سر و صدا پیدا می کنند .

. رفعت را در تواضع قرار دادم و مردم آن را در تکبر پیدا می کنند

 

 

هرکه مرا طلب کند میابد هر که مرا بیابد شناسای من شود هر که مرا شناخت با من دوست گردد هر کسی که مرا به دوستی گیرد بر من عاشق گردد هر که به من عاشق گردد من نیز عاشقش شوم هر که من عاشقش شوم اورا می کشم وهر که کشته ی عشق من باشد خون بهای وی بر عهده ی من است و هر که خون بهای وی بر عهده ی من باشد من خود خون بهای او باشم ...


.......................................................................................

به نقل از وبلاگ یه بوس کوچولو

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 21:40  توسط عاشق سرگردون  | 

صبر یکی از راههای گناه نکردن

فهمیدم که صبر یکی از راهای گناه نکردن است امتحان کنید دیشب برای من جواب داد
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 12:5  توسط عاشق سرگردون  | 

دوباره گناه کردم

امشب همین چند ساعت پیش یه گناه بزرک کردم خیلی بزرگ
اما هنوز امکان توبه نیومده باسم
باسم دعا کنید خدا منا ببخشید
میدونم خدا اکرم الاکرمین است
اکرم الاکرمین نمیگه چی اوردی میگه چی میخوای
اما بعضی ها هم که هر چی خدا دعوت کردند نرفت
خدا جوابشونا داد
خدایا من مثل کافرهای زمان پیغمبر میمونم
از یه طرف سنگ به پیامبر و از یه طرف صورت رو زمین داغ میذارند و قایمکی به قران گوش میکنند وگریه میکنند
خدایا خستم
ازخودم
فقط خدایا یه حرف میزنم
من به رحمتت گره خوردم اگه میتونی این گره را وا کن
نه خدایا من دارم سو استفاده میکنم
خدایا!
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:54  توسط عاشق سرگردون  | 

احوال قبر من

دیگه از خودم ناامید شدم
اگر من با همه بدی همینطوری برم تو قبر
اگر من بااین حالم انتقال پیدا کنم به سوی قبر
خودما باسه خوابیدن آماده نکردم
آخه تو قبر فرش لازمه
فرش قبر چیه میگه عمل صالح
همچینکه که میمیرم زود منا میشورند
زودی کفن میکنند
به سوی قبرستان میبرند
چرا گریه نکنم
نمیدونم کجا منا میبرند
یهو خبر میرسه فلانی مرد تشییع کردنش

نفسم داره منا گولم میزنه
میگه تو که مریض نیستی بمیری
تو که چیزیت نیست
غصه نخور حالا وقت داری
بذار یه مقدار پیر بشی بعدا توبه میکنی
امون از اون زمانی که مرگ گریبانما بگیره
روزگار منا فریبم میده
از من بدبخت تر کی پیدا میشه تو دستگاه خدا
مرگ بالا سرمه امروز نشه فردا امسال نه سال دیگه
من همه چی را میبینم الا موتم را
چرا گریه نکنم
گریه میکنم برای اون ساعتی که جون از بدنم بیرون میاد
پاهام اول سرد میشه
هر کی میاد دست میزنه به پاهام میگه دیگه کارش داره تموم میشه دعا کنید براش
روح کم کم میاد بالا فقط صدای خرخر میشنوم یه نفسی تو گلومه
همه اطرافیان گریه میکنند اما نمیدونند چقدر سخت من دارم جون میدم
زبان دیگه کار نمیکنه هر چی میخوام بگم اشهد ان علیا ولی الله
اما گوش میشنوه صدا را میشنوه
بعضی ها بد جون میدند
اما شیعیان را عزرائیل یه گلی میبره گل یاس هست یا محمدی
بو میکنه جون میده
اینقدر تاریکه قبرم
چنون وحشتی به من میت دست میده که زبانم دیگه بند میاد
کی به داد من میرسه
چرا گریه میکنی
گریه میکنم برای تنگی قبرم
فرمود برای آدم گنهکار وقتی میان قبر میگذارند
قبر آنچنان فشرده میشه که دیگه هیچی نمیمونه
روایت داره چنان خانه قبر فشارش میده که اول غذایی که در این دنیا خورده
شیر مادر یا هر چی از استخوان هاش میزنه بیرون
کی به دادم میرسه
یکی میگه علی یکی میگه رضا جان خودت گفتی هرکی بیاد زیارتت سه بار به دیدنش میری یکی هم میگه حسین
هر کی اربابشا صدا میزنه
من چی بگم که ارباب ندارم
من چی بگم گه کسی ندارم
خدایا فقط تو را دارم و بس
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 23:20  توسط عاشق سرگردون  | 

فقط بخون

«..... روزها گذشت و  و  گنجشک با خدا هيچ نگفت .
فرشتگان سراغ او را از خدا ميگرفتند و خداوند هر بار به آنها اينگونه پاسخ ميداد :
می آيد ، بالاخره می آيد ، من تنها گوشی هستم که غصه هايش را می شنود و يگانه قلبی ام که دردهايش را در خود نگه می دارد.


و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنيا نشست .


فرشتگان چشم به لبهايش دوختند .


گنجشک هيچ نگفت  ،اما خدا لب به سخن گشود :


با من بگو از آنچه سنگينی سينه ی توست !


گنجشک گفت : لانه ی کوچکی داشتم ،


آرامگاه خستگی هايم بود و سرپناه بی کسی هايم !


تو همان را هم از من گرفتی !


اين طوفان بی موقع چه بود ؟؟؟؟


از لانه ی محقرم چه می خواستی ؟؟؟


کجای دنيا را گرفته بود ؟؟؟ !!!


.... و سنگينی بغض راه بر کلامش بست .


سکوتی در عرش طنين انداز شد .


فرشتگان همه سر به زير انداختند .




 

خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود ، خواب بودی ،


باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند ؛ آنگاه تو از کمين مار پرگشودی!


گنجشک خيره در خدايی خدا مانده بود .


و خداوند ادامه داد : و چه بسيار بلاها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته ، به دشمنی ام  برخاستی !


اشک در ديدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چيزی در درونش ريخت و های های گريه هايش ملکوت خدا را پر کرد . »


اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،

که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.

یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،

که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

 ..................................
منبع:کلبه ی  آسمان
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 23:9  توسط عاشق سرگردون  | 

در دلم بود كه آدم شوم اما نشدم

در دلم بود كه آدم شوم اما نشدم
بي خبر از همه عالم شوم اما نشدم
بر در پير خرابات نهم روي نياز
تا باين طايفه محرم شوم اما نشدم
هجرت از خويش كنم خانه بمحبوب دهم
تا باسماء معلم شوم اما نشدم
از كف دوست بنوشم همه شب باده عشق
رسته از كوثر و زمزم شوم اما نشدم
فارغ از خويشتن و واله رخسار حبيب
همچنان روح مجسم شوم اما نشدم
سر و پا گوش شوم پاي بسر هوش شوم
كز دم گرم تو ملهم شوم اما نشدم
از صفا راه بيابم بسوي دار فنا
در وفا يار مسلم شوم اما نشدم
خواستم بركنم از كعبه دل هر چه بت است
تا بر دوست مكرم شوم اما نشدم
آرزوها همه در گور شد اي نفس خبيث
در دلم بود كه آدم شوم اما نشدم
امام خميني (ره)

.....................................................................................
منبع:کلبه ی آسمان



همیشه حرف دلم همین یکی بوده شما چطور؟
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 23:8  توسط عاشق سرگردون  | 

مناجات با امام زمان

بهار دلم... روزا بدجوری بوی غربت میدن. زمین و زمان،

تو یخبندون ترین روزهای دنیاییش، فقط می خواد بباره.

نمیدونم این باریدن برای چیه.اقاجون میگن نخلسان وقتی

علی توش با چاه نجوا میکرد، همنوای علی بود و صدای

گریه اش عرش رو به لرزه در می اورد. میگن وقتی پیکیر

مطهر مادرمون فاطمه رو شبونه تشییع میکردن، همه

کائنات بارونی بودن. میگم وقتی تیر به تابوت امام حسن

برخورد کرد، وقتیکه پاره های جگرش تو تشت میریخت،

ناله های زینب عرش خدا رو لرزوند. میگن وقتی پاره تن

پیامبر سه روز و سه شب بی کفن رو خاکای گرم کربلا

موند، دنیا از شرم، رنگ خودشو باخته بود. میگن بقیع و

کاظمین و طوس و سامرا تا قیام قیامت از جفای نامردمان

پیش خدا شکایت میبرن.

اقاجون... اون موقع علی رو خونه نشین کردن. دخترشو

کتک زدن، نوه هاشو به اسارت بردن، پسراشو یکی یکی

به شهادت رسوندن، اخرشم کاری کردن که اخرین وصی

خدا از دیده های گنهکار مردم دنیا مخفی بشه.

سیدی...... روزها همین طوری داره در انتظار یاورای مهدی

موعود میگذره، هر روز یه بچه شیعه، تو یه خونواده شیعه

به دنیا میاد و همه کائنات آرزو میکنن کاش این دیگه از

سربازای مهدی بشه. سالها میگذره و اون بچه که امروز

به خیال همه برای خودش کسی شده، بین موهای سفید

شده، تو خاک سرد زمین دفن میشه. این قصه تلخ،

سالهاست داره به همین روال تکرار میشه. اما هنوزم که

 هنوزه از سربازای واقعی شما خبری نشده.

قرار دلای بی قرار....... آقا

وقتی دل شما از دست من و مای مدعی انتظارت

میشکنه، با کدوم چاه درددل میکنی؟ مبادا شکایت

ما رو پیش مادرت زهرا ببری.مبادا تو غربت خرابه شام،

از دست ما شکوه کنی. مبادا این بنده های دست

خالیتو از در خونت برونی. مبادا دیده های بارونی

کنیزاتونو، تو حسرت یه نگاهت خشک کنی. اقاجون این

روزا خیلی دلتنگ ایم. هوای دنیا خیلی سنگین شده.

دیگه هوایی برای نفس کشیدن نمونده. داریم خفه

میشیم. اقاجون.... این بار فقط به خاطر خودت....

 فقط به خاطر وجود نازنین خودت،

التماست میکنیم که بیای. اقاجون بیا


مناجات بعدی در ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 23:0  توسط عاشق سرگردون  | 

علایم ظهور از دیدگاه حضرت صادق (ع)

علایم ظهور از دیدگاه حضرت صادق (ع):
در ادامه مطلب بخونید
و بگید به نظرتون آیا نزدیک است آن روز؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:56  توسط عاشق سرگردون  | 

نیـا نیـا گل طـــــــاهـــــــا دروغ می گوییـــم .....

فریب ما مخور آقا , دروغ می گوییـــــــــــــم
به جـان حضرت زهرا (س) , دروغ می گوییــم
چه ناله ای ؟ چه فراقـی ؟ چه درد هجــــرانی ؟
نیا نیا گل طــــــاهــــــا , دروغ می گوییــــــم
تمام چشــــــم به راهی و انتظـــــــــار و فراق
و ندبـــه های فـــــــــرج را دروغ می گوییـــم
دلی که مامن دنیــــاست جـــــــای مولـا نیست
اسیـــــر شـهــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم
زبان سخن ز تو گوید ولـی بـــــرای مقــــــــام
به پیش چـشم خــــدا هم دروغ می گوییــــــم
کدام نالــه غـربــــت کــــدام درد فـــــــراق ؟
قســـم بــــه ام ابیـــــها دروغ می گوییـــــــم
خلاصه ای گل نرگــــس کسی به فـکرتو نیست
و مـا به وسعت دریـــــا دروغ می گوییــــــــم
مـــــــرا ببــــخش عــــزیزم که باز می گویم
نیـا نیـا گل طـــــــاهـــــــا دروغ می گوییـــم .....

.........................................
منبع بعدا" اضافه خواهد شد


خوشحال میشم نظرتون را بگید
آیا واقعا" همینطوره؟
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:50  توسط عاشق سرگردون  | 

خدای مهربون

خدای مهربون

-بنده ي من نماز شب بخوان.آن11 ركعت است.

-خدايا! من خسته ام نمي توانم نيمه شب يازده ركعت بخوانم.

-بنده ي من! دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر بخوان.

-خدايا!خسته ام برايم مشكل است نيمه شب بيدار شوم.

-بنده ي من قبل از خواب اين 3ركعت را بخوان.

- خدايا!3رکعت زياد است.

- بنده ي من فقط يك ركعت وتر بخوان.

-خدايا! امروز خيلي خسته شده ام. راه ديگري ندارد؟

-بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و بگو يا الله...

-خدايا! من در رختخواب هستم.اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد.

-بنده ي من! همان جا كه دراز كشيده اي تيمم كن و بگو يا الله...

-خدايا!هوا سرد است ونمي توانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم.

-بنده ي من! در دلت بگو يا الله... ما نماز شب برايت حساب مي كنيم.
بنده اعتنايي نمي كند و مي خوابد.

-ملائكه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است.چيزي به نماز صبح نمانده.
او را بيدار كنيد دلم برايش تنگ شده .امشب با من حرف نزده است....

-خداوندا!دو بار اورا بيدار كرديم، اما او باز هم خوابيد.

-ملائكه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست.

-اي بنده! بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود. خورشيد از مشرق سر بر مي آورد، خداوند رويش را بر مي گرداند.

-ملائكه ي من! آيا من حق ندارم كه با اين بنده قهر كنم؟

....................................................................................................................
(با تشکر از وبلاگ: تا کرببلا هست عشق هست)

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 15:55  توسط عاشق سرگردون  | 

عشق خدا

"من طلبنی وجدنی
و من وجدنی عرفنی
و من عرفنی احبنی
و من احبنی عشقنی
ومن عشقنی عشقته
و من عشقته قتلته
و من قتلته فعلی دیته
و من علی دیته فانا دیته"


"هر آن کس که مرا طلب کرد می یابد
و هر آن کس یافت می شناسد
و هر آن کس شناخت دوستم می دارد
و هر آن کس دوستم داشت عاشقم می گردد
و هر آن کس عاشق من شد من نیز او را عاشقم
و هر آن کس را عاشق شدم می کُشم
و هر آن کس را کشتم بر من است دیه ی او
و هر آن کس دیه اش بر من است خود دیه ی اویم"


 منبع : قره العیون فیض کاشانی کلمه نوزده


حرف خودم: تا حالا دیدم این جور آدمی دیدید؟
وقعا" خوش به حالشون!
البته نتیجه کاره و من خودم میدونم لیاقت سگ در خونه اینها هم نیستم
خدا حرفی نداره ما اهل حرفیم نه عمل
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 15:49  توسط عاشق سرگردون  | 

مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.

پاسخ قرآن کریم:

1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان علیه السلام است.

2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان علیه السلام تاکنون امکان دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

1- خداوند در مورد حضرت یونس علیه السلام می فرماید: «فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون ». اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا قیامت می ماند. وقتی خداوند می تواند یونس را تا قیامت در شکم ماهی زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان علیه السلام نیز برای او امری ممکن است.

2- اصحاب کهف سیصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا فی کهفهم ثلاث مأته سنین و أزدادوا تسعا ».

سؤال سوم: وظیفه ما در قبال امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». برای مزد رسالت به «فی القربی» (که امام زمان علیه السلام است) مودت کنید. مودت نیاز به معرفت دارد و مودت یعنی محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان علیه السلام باید هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسیم و هم از آن حضرت اطاعت کنیم.

سؤال چهارم: آیا امام زمان علیه السلام از ما خبر دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را می بیند. خداوند می فرماید: «و قل إعملوا فسیری الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون ».

سؤال پنجم: چگونه می توان یار امام زمان شد؟

پاسخ قرآن کریم:

با تقوی، چون بهترین و بالاترین معیار که به انسان ارزش می دهد و انسان لیاقت یاوری امام زمان علیه السلام را پیدا می کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقیکم ». تقوا سبب بزرگی انسان شده و امکان می دهد که انسان تکیه بر جای بزرگان زند.

سؤال ششم:چند نمونه از نیازهای یاران امام زمان علیه السلام را بیان کرده و چگونه باید کسب کرد؟

پاسخ قرآن کریم:

الف- دانش و بینش: یار امام زمان علیه السلام باید دانش و بینش الهی داشته باشد تا در تصمیم گیریها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخیص دهد. و این را با تقوی بدست خواهد آورد، زیرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش درونی و باطنی نگاه می کند. خداوند می فرماید:«إتقوا الله و یعلمکم الله ».

ب) بصیرت و بینش: بصیرتی که با چشم باطن ببیند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهی در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکری و اخلاقی و روحی نشود. و این بصیرت نیز با تقوا بدست می آید. خداوند می فرماید:«إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ». فرقان یعنی نیرو و توانی که با آن حق را از باطل جدا کنید. به برکت این تقوا انسان، شیطان شناس نیز می شود. دشمن را هم می شناسد.

ج) بیداری: هوشیاری و بیداری؛ تا هروقت شیاطین برای گول زدن آمدند، بیدار شود، دام ابلیس را بشناسد و از شیطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سریع در چاه می افتد. و این هم با تقوا ممکن است. «إن الذین التقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».

سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوی برکات زیاد می شود، محصولات رونق می یابد، مشکلات مردم حل می شود و...؟

پاسخ قرآن کریم:

چون حکومت امام زمان علیه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوی هم ظاهر می شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهای برکت از زمین و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزی فراوان نیز بدنبال آن است «ولو أن أهل القری آمنوا و التقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض » «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب » «و من یتق الله یجعل له من أمره یسرا ».

سؤال هشتم: ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یعنی زمین را بندگان صالح من به ارث می برند. پس وارثان زمین که امام زمان علیه السلام و یاران ایشان هستند دو ویژگی دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحین اند. حال به ویژگیهای بندگان صالح خدا اشاره می کنیم:

1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هونا »

2- دارای بینش صحیح هستند، زیرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است

3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »

4- اهل طاعت و سجده و قیامند، «و الذین یبیتون ربهم سجدا و قیاما »

5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم می شود نمی کنند، «والذین یقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »

6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم یقتروا »

7- موحدند و غیر خدا را نمی خوانند، «لا یدعون مع الله الها آخر »

8- به جان انسانها احترام می گذارند، «ولایقتلون النفس التی حرم الله إلا بالحق »

9- پاکدامنند، «ولایزنون »

10- دنبال پاکسازی روان خویش اند، «و من تاب و عمل صالحا »

11- جبران کننده عقب ماندگیها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »

12- حتی مرتکب مقدمات گناه هم نمی شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمی کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »

13- کلامشان صحیح است، «و الذین لا یشهدون الزو »

14- اهل لغو نیستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »

15- پرورش دهنده نسل سالم و مفیدند، «هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین »

16- امام دیگرانند، «و جعلنا للمتقین إماما »

17- به گزین اند. کلام را گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می نمایند، «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه »

18- ایمان دارند، «قل یا عباد الذین آمنوا إتقوا ربکم »

19- بنده خدای متعال هستند و امور خود را واگذار به خدای متعال می نمایند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنیا نیستند، «ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله »

20- شیطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوینهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین »

21- ویژگیهای صالحین را دارند یعنی صددرصد اعمالشان صالح است، «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم فی الصالحین »

22- امر ازدواج برای جوانان را تسهیل می کنند، «و أنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم »

23- در کار خیر از همدیگر سبقت می گیرند، «و یسارعون فی الخیرات و أولئک من الصالحین »

سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوی چگونه است؟

پاسخ قرآن کریم:

همانگونه که بیان شد، امام زمان علیه السلام و یارانش دو ویژگی دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحین هستند «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یک نمونه از ازدواج صالحین را خداوند در قرآن ذکر می کند که ازدواج دختر شعیب با حضرت موسی است، «قال إنی أرید أن أنکحک أحدی إبنتی ها تین » (اول شعیب موسی را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از این آیه می توان فهمید که:

1- تا داماد را نشناختید اجازه خواستگاری ندهید. اول شناخت بعد اقدام

2- ویژگیهای داماد در آیه دو چیز ذکر شده است: 1- قوی 2- امین. این دو مهم است

3- اگر پیشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد

4- بعضی خانواده ها چند دختر دارند، اگر برای دختر دوم یا سوم خواستگاری آمد و دختر اولی ازدواج نکرده بود مانع نشوید

5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همدیگر را ببینند

6- مهریه باید چند ویژگی داشته باشد. الف) سودآوری اقتصادی داشته باشد. لذا حضرت شعیب علیه السلام هشت سال چوپانی را مطرح نمود ب) مهریه معنوی باشد. حضرت شعیب فرمودند هشت حج ج) مهریه را کم مطرح کنند، تا داماد زیاد کند. این در زیاد شدن محبت بین دختر و پسر مؤثر است د) مهریه نقد به عروس داده شود

7- پدر دختر سختگیری نکند

8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند

سؤال دهم: ویژگیهای امام زمان علیه السلام در قرآن چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

1- معصوم است، «إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»

2- اولی الامر است، «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم»
3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی». از جمع دو آیه معلوم می شود «سبیل رب» همان « موده فی القربی» است.

سؤال یازدهم: الگوهایی را معرفی نمائید.

پاسخ قرآن کریم:

تمام انبیاء عبادالصالحین اند.


منبع سایت یوسف زهرا
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 22:26  توسط عاشق سرگردون  | 

عارفانه ها و عاشقانه های آقای دولابی (10)

آقای دولابی میگه:


* بچّه ها خوبند ، قشنگند
به بچّه ها خیلی ور نروید
اغلب پدر و مادرها به قصد خوبی كردن به بچّه ها و تربیت آنها ، بچّه ها را خراب می كنند ، چون علم ندارند
حالا كه علم نداریم و نمی توانیم درست كنیم اقلّاً به حال خودشان بگذاریم و دائم به آنها امر و نهی نكنیم و اذیتشان نكنیم
با همین به اصطلاح تربیت كردنهاست كه پدر و مادرها بچّه ای را كه با فطرت متولّد شده است به راست یا چپ منحرف می كنند و یواشكی آنها را یهودی یا نصرانی می كنند
پیامبر اكرم(ص)فرمود:كلّ مولود یولد علی الفطرة حتّی یكون ابواه یهوّدانه او ینصّرانه:
هر نوزادی بر فطرت الهی متولّد می شود تا اینكه پدر و مادرش او را یهودی یا نصرانی می كنند
 به نظر من اصلاً به بچّه دست نزن
خودت درست راه برو ، بچّه كه در كنار تو است همین كه تو را می بیند ، برای ساخته شدنش كافیست
چقدر ائمّه(علیهم السلام)فرمودند:مردم را با عملتان و نه با زبانتان به راه دین دعوت كنید.




نتیجه:
خودم هستم ودرد من اینه
فکر کنم حالا فهمیدید چرا در نظر همه ردم
خدا دلم شکسته خوبم کن

گفت اگه پاکی جوانیتون را حفظ میکردید رو آب راه میرفتید
بیچاره من که اسیر مشتی گناهم
هنوز دارم تاثیراتش و عاقبتش را میبینم وشاید تا قیامت هم اثرش باشه
خدا هنوز 17 سالمه ولی برای 80 سال گناه دارم

هرکی که این مطلبو میخونه
باسم دعا کنه که اصلا همین فردا تو مسجد جمکران باشم
چه کنم عاشقم مهدی

راستی دعام کردی یادت نره همین الان تو دلت یه دعا کوچولو کن
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 22:8  توسط عاشق سرگردون  | 

یا امام زمان مثل شمع در فراقت میسوزم

یا امام زمان مثل شمع در فراقت میسوزم
آقا ما را قبولداری یا نه؟
اما هر چی باشه من امیدم تویی که پاکم کنی وبسازیم
شاید همین فردا اومدم پیشت
خدا را چه دیدی
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:28  توسط عاشق سرگردون  | 

کریم آقا

دیگه هیج کس مرا قبول نداره
نه تو خونه نه تو مدرسه و نه هیچکسی دیگه
تازه اونها همه چیز را نمیدونند وگرنه چی میشد

اما من خدا و مهدی را دارم و بس
شاید همین فردا...بماند بی خیال


قابل نبوده ام که کسی دعوتم کند
آقا کریم بود که بی دعوت اومدم

دریا حریف نیست که پاکم کند   مگر
مولا به خاک کوی خود از لطف شویدم

مرا راهی کن سوی میخانه        یا مهدی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 23:49  توسط عاشق سرگردون  | 

عاشق مهدی شدم

یه هفته ای عشق مهدی وجمکران مرا گرفته
یا مهدی دستما نگیر عنایتی کن و دست مرا ول نکن
عکس جمکران تا میبینم مثل یه رویا میبینم

نمیدونم یعنی قسمت ما هم میشه
ای کاش قسمت همه بشه

اون بزرگوار رو منبر میگه
خدایا
اگر پدر و مادرم بفهمند وبشنلسند من کیم خونه رام نمیدند
اما توی خدا آبروی مرا حفظ میکنی

آقا جون بازم با این بدی منا هر شب صدا میزنی پاشو بیا

گفت کریم کیه گفتم آقام
گفت چطور گفتم همین طور که منا راه داد فهمیدم
همه را چشم پوشی کرد

آقا دستم بگیر که دیگه آب از سزم گذشته
زندگی بی تو هیچه

خدا این 14 معصوم بنده های تواند
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 23:46  توسط عاشق سرگردون  | 

در جهنم گویم...

خدایا در جهنم گویم
مرا مرا مکن زخود جدا

از ته دلم میگم بی تو هرگز حتی تو جهنم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 23:30  توسط عاشق سرگردون  | 

در جهنم هم من ...

خدایا
در جهنم  ناله ی  ((انی احبک)) میزنم
من تو را دوست دارم
همین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 23:24  توسط عاشق سرگردون  | 

ریشه عشق

عشق بر دو نوع است:
عشق مجازی و عشق واقعی

عشق مجازی بر دو نوع است:
عشق نفسانی که این نوع از نظر عرفا رد است
وعشقی دیگر مانند اینکه کسی که معلمش یا پدر و مارش ویا هرکسی دیگری را دوست دارد

عشق واقعی بر یک نوع است:
الله



جالبه بدونید من معنی عشق را با عشق مجازی یافتم
وبعدش فهمیدم حقیقت عشق حقیقی


خدا خدا دوست دارم
منا از این لجنزاری که توش گرفتارم نجات بده
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 23:21  توسط عاشق سرگردون  |